...

  • Mon 6 Dec 2010, 6:22 PM -
  • شماره: 36
  •      


به علت یک سری مشکلات این وبلاگ تعطیل است

آدرس جدید:

کلیک کنید



کودک و باران

  • Sun 28 Nov 2010, 2:48 PM -
  • شماره: 35
  •      کودک و باران


                                                           

هوا گرفته بود. . .

               بـاران مـــی باریــد

کودکی آهسته گفت:

خدایا گریه نکن درست میشه



من پذیرفتم که عشق افسانه است. . .

  • Wed 3 Nov 2010, 4:40 PM -
  • شماره: 34
  •      من پذیرفتم که عشق افسانه است


من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل درد آشنا دیوانه است

میروم شاید فراموشت کنم

در فراموشی هم آغوشت کنم

میروم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را

آرزو دارم شبی تنها شوی

لحظه ای هم غصه با غم ها شوی

آرزو دارم بفهمی درد چیست

آنکه بشکسته دلش از درد کیست

آرزو دارم دمی عاشق شوی

سینه سوز و هم دم مشکل شوی

آرزو دارم بفهمی عشق چیست

آنکه هر لحظه بیادت بوده کیست

من سخن کوتا کنم از آرزو

آرزویت بوده هر دم آرزو

من که هر لحظه تو را یاد کنم

با یاد تو هر دم دل خود شاد کنم

من که در بازی عشق باخته ام

در کنج خرابه  خانه ای ساخته ام

در کنج خرابه به تو من فکر کنم

با هر نفسم اسم تو را ذکر کنم

با ذکر تو در دل آتش افروخته ام

در بازی عشق عاقبت سوخته ام

من که هر دم سوخته ام در غم تو

عاقبت جان بدهم در ره تو . . . !



روز مرگم...

  • Thu 21 Oct 2010, 10:53 PM -
  • شماره: 32
  •      روز مرگم...


روز مرگم هر که  را شیون کند از دورو برم دور کنید

همه را مست و خراب از می انگور کنید

مزد غسال مرا سیر؛ شرابش بدهید

مست مست از همه جا حال خرابش بدهید

بر مزارم مگذارید بیاید واعظ

پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ

جای تلقین به بالای سرم دف بزنید

شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید

روز مرگم وسط سینه ی من چاک زنید

اندرون دل من یک قلمه تاک زنید

روی قبرم بنویسید وفادار برفت

آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت


نفس هایم...

  • Thu 7 Oct 2010, 4:25 PM -
  • شماره: 31
  •      نفسهایم


نفس هایم بی تو بوی  خاکستر سیگار

پیرمردی را می دهد که به جوانی از دست

رفته اش می اندیشد...

ولی نه!!

انگار در نبودنت پیر تر از پیر مرد شده ام





آخرین مطالب